پیرو مطالبی که در مقاله قبلی گفته شد:
پیش آگهی بیماران مبتلا به سکته مغزی :
پیش آگهی یعنی اینکه پس از تشخیص سکته مغزی در یک فرد و گرفتن عکس های رادیولوژی شامل MRI و CT Scan ، متخصصین پزشکی تعیین کنند که این بیمار تا چه حد و در چه بازهی زمانی بهبود پیدا خواهد کرد، چه زمانی ریکاوری پیدا میکند و به چه حدی از استقلال و توانایی پس از درمان دست پیدا خواهد کرد.
پیش آگهی بسته به شدت عارضه، مدت زمان آسیب، تغییرات بافتی که در ناحیهی آسیب دیده اتفاق میافتد و هم چنین درمانی که پس از عارضه فرد دریافت میکند، متفاوت است. هر مقدار که شدت و وسعت عارضه کمتر باشد، پیش آگهی فرد بهتر است و برعکس آن نیز صادق است، یعنی هر مقدار که شدت و وسعت عارضه بیشتر باشد، پیش آگهی فرد بدتر خواهد بود. هم چنین هر مقدار درمان های پزشکی و توانبخشی که پس از عارضه فرد دریافت میکند کامل تر و به موقع تر باشد، پیش آگهی فرد بهتر خواهد بود. هم چنین لازم به تاکید است که مشارکت و انگیزه خود بیمار، حمایت خانواده او و شرایط مناسب برای پیشرفت و بهبود نیز، در مثبت بودن پیش آگهی تاثیر قابل توجهی دارند.
بسته به عواملی که اشاره شد، یکسری از افراد پس از عارضه، کامل خوب میشوند و طیف دیگری از افراد برای زمان طولانی یا همیشه زمین گیر و ناتوان خواهند شد.
خلاصهای از آناتومی مغز :
برای اینکه درک درستی از سکته مغزی داشته باشیم، باید از آناتومی مغز و عملکرد بخش های مختلف آن به خوبی آگاه باشیم تا در صورت آسیب یک بخش بدانیم چه عملکرد هایی از بین میروند و فرد چگونه علائمی خواهد داشت و پیش آگهی او چگونه خواهد بود.
نیمکره های مخ و قشر مخ :
قشر مخ یا Cerebral Cortex شامل لوب های پیشانی، آهیانه، گیجگاهی و پس سری میباشد (شکل شماره 1). فهمیدن علمکرد هر کدام از این لوب ها به ما کمک میکند که بدانیم در صورت آسیب آن لوب، چه عملکرد هایی مختل شده و از بین میروند. به طور کلی و خلاصه، عملکرد هر کدام از لوب ها به صورت زیر میباشد :
- لوب پیشانی (Frontal) : بخشی از قشر مخ که مسئول صادر کردن فرمان های حرکتی است (Premotor Cortex) در لوب پیشانی قرار دارد و در صورت آسیب لوب پیشانی، عملکرد های حرکتی فرد به شدت مختل میشود. به عنوان مثال بخشی از لوب پیشانی به نام بروکا، مسئول دادن فرمان های حرکتی به عضلات زبان و دهان است که سبب میشود فرد توانایی حرف زدن داشته باشد و مثلا اگر این بخش در سکته مغزی آسیب ببیند، توانایی صحبت کردن فرد با اختلال مواجه خواهد شد. به طور کلی لوب پیشانی، مسئول فرمان های ارادی و حرکتی، تصمیم گیری و توجه میباشد.
(شکل شماره 1 – لوب های مغزی)
- لوب آهیانه (Parietal) : بخشی از قشر مخ که پیام های حسی (اکثرا) برای درک و دریافت به آنجا میروند، در لوب آهیانه قرار دارد. بنابراین در صورت آسیب این لوب، درک و پردازش حس توسط فرد به شدت دچار اختلال خواهد شد. البته دو بخش راست و چپ لوب آهیانه کاملا مثل هم نیستند و تفاوت هایی با هم دارند. بخش چپ بیشتر مسئول ادراک ریاضی و محاسبات است در حالی که بخش راست بیشتر مسئول ادراک فضا و تصاویر است. به طور کلی لوب آهیانه، مسئول ادراک ما از فضا و اندازه ها و شناخت و تمییز حس ها از یکدیگر و درک احساس درد است.
- لوب گیجگاهی (Temporal) : عملکرد این لوب ها به طور کلی شامل درک و دریافت و پردازش اطلاعات شنوایی میباشد. هم چنین این لوب ها در حافظه و یادگیری نقش مهمی ایفا میکنند.
- لوب پس سری (Occipital) : لوب پس سری اطلاعات و پیام های بینایی را دریافت و تفسیر میکند و ادراک بصری ما را ممکن میسازد که رنگ ها و اشیاء و محیط را دیده و تفسیر و پردازش کنیم.
سیستم لیمبیک :
سامانه لیمبیک که جزو ساختار های درونی مغز محسوب میشود و عملکرد اصلی آن در شکل دهی و پردازش اعمالی مانند حافظه بلند مدت، هیجانات و احساسات میباشد. در واقع زندگی هیجانی فرد عمدتا در سامانه لیمبیک جای داده شده است (شکل شماره 2 اجزای سیستم لیمبیک را نشان داده است).
)شکل شماره 2 – اجزاء سامانه لیمبیک)
هسته های قاعدهای، شامل چندین هسته هستند که بخشی از سیستم لیمبیک محسوب میشوند. هسته های قاعدهای شامل چهار تا هسته هستند (Putamen، Globus Pallidus، Substantia Nigra و Caudate) که عملکرد اصلی آنها این است که به عنوان ایستگاه های پردازشی عمل میکنند و قشر مخ را به هسته های تالاموس که مرکز دریافت همهی اطلاعات حسی هستند (به جز حس بویایی)، مرتبط میکنند. این هسته ها، پیام های عصبی را به مسیر های خارج هرمی (Extra pyramidal) در نخاع انتقال میدهند.
نکته : همهی پیام های حسی در بدن ابتدا به تالاموس رفته در آنجا پردازش و آماده سازی میشوند و سپس به قشر مخ میروند، به جز پیام های حس بویایی که پیام های این حس را بخش هایی از سیستم لیمبیک به جای تالاموس دریافت خواهند کرد.
ساقه مغز :
ساقهی مغز از بالا به پایین به ترتیب شامل مغز میانی، پل مغزی و بصل النخاع است. به طور کلی ساقه مغز، مرکز اعمال حیاتی مهمی مثل تنفس، ضربان قلب، خواب و بیداری و ... است و به طور کلی اعمال حیاتی ای را کنترل میکند که برای بقا ضروری اند (شکل شماره 3).
(شکل شماره 3 – اجزای ساقه مغز)
مخچه :
مخچه یک بخشی از مغز است که زیر نیمکره های مخ و پشت ساقهی مغز قرار دارد و مهمترین عملکرد آن ایجاد و حفظ تعادل و هماهنگی است (شکل شماره 3).
خون رسانی مغز :
خونرسانی مغز از دوتا شریان اصلی به نام های شریان کاروتید داخلی (از جلوی گردن) و شریان مهرهای (از پشت گردن)، تامین میشود. کاروتید داخلی در هر سمت به دو شاخه اصلی منشعب میشود؛ شریان مغزی جلویی و شریان مغزی میانی. شریان های مهرهای نیز در پشت گردن ابتدا باهم یکی شده و شریان قاعدهای (Basilar Artery) را تشکیل میدهند. سپس شریان قاعدهای به دو شاخه منشعب شده و به هر نیمکره مغز یک شاخه میدهد که اسم آن شریان مغزی پشتی میباشد. هم چنین در مغز یک حلقه خونرسانی وجود دارد به اسم حلقه ویلیس (Willis Circle) که نقش مهمی در ساماندهی خون رسانی به مغز دارد (شریان های مهم خون رساننده به مغز و حلقه ویلیس در شکل شماره 4 نشان داده شده اند).
(شکل شماره 4 – خونرسانی مغز ، حلقهی ای که در وسط آن یک حلقه زرد کشیده شده است، حلقه ویلیس میباشد)
خونرسانی سه تا شریان مغزی به بخش های مختلف مغز به طور کلی به شرح زیر است :
- شریان مغزی جلویی : لوب پیشانی و آهیانه و هسته های قاعدهای
- شریان مغزی میانی : بیشتر بخش های میانی مغز، اما به طور کلی لوب های پیشانی و آهیانه و گیجگاهی و پس سری و هم چنین سامانه لیمبیک (شامل تالاموس و هسته های قاعدهای و ...)
- شریان مغزی پشتی : ساقه مغز و تا حدی مخچه
در صورت درگیری هر کدام از شریان های بالا، بخش هایی که خونرسانی خود را از این شریان ها دریافت میکنند، درگیر خواهند شد.
بعضی بخش های مغز از طریق بیش از یک شریان خون رسانی میشوند و این قضیه احتمال آسیب دیدن آنها را کم تر میکند.
هم چنین بیشترین شریانی که در سکته مغزی درگیر میشود، شریان مغزی میانی است که چونکه وظیفه خونرسانی به بخش های زیادی از مغز را بر عهده دارد، آسیب های زیادی در نتیجه درگیری آن به وجود خواهد آمد.
در صورت داشتن سوال از لینک پرسش و پاسخ ، سوال خود را مطرح نمایید.